دانلود آهنگ غمگین و احساسی | ناکامان

دانلود فول آلبوم مرتضی سرمدی بصورت یکجا

رسانه ناکامان ثبت شده در ستـــاد ساماندهـــی ، و تابع قوانیــن می باشد
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
58

دانلود

دانلود آهنگ تو بهانه من (غریب دریا) از سجاد رزمجو
سجاد رزمجو - غریب دریا
3,353

دانلود

دانلود آهنگ سهم من از دنیا (تاراج) از پیمان کیوانی
آهنگ تاراج - پیمان کیوانی
16,724

دانلود

دانلود آهنگ ما بچه زنجانیم ولی بدخواه داریم (رفیق خوبم بیا ملاقاتم)
آهنگ ما بچه زنجانیم
7,730

دانلود

دانلود آهنگ چقدر سادم از حسین فسنقری (پشیمونم از این احساس)
آهنگ غمگین چقدر سادم
7,742

دانلود

دانلود آهنگ یادش رفت از ایمان غلامی (برو که هرجایی خوشی)
ایمان غلامی - یادش رفت
19,205

دانلود

دانلود آهنگ سخته که عالم و آدم از علی سرپوشی
علی سرپوشی - سخته

دانلود فول آلبوم مرتضی سرمدی بصورت یکجا

دسته : فول آلبوم تاریخ : سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
مرتضی سرمدی (6)

دانلود فول آلبوم مرتضی سرمدی بصورت یکجا و تکی و با لینک مستقیم Download Fullalbum Morteza Sarmadi

 کاملترین فول آلبوم مرتضی سرمدی متشکل از تمامی آهنگ ها با لینک مستقیم بصورت یکجا و تک تک با بالاترین کیفیت 320

به همراه (زندگینامه) بیوگرافی مرتضی سرمدی خواننده :

مرتضی سرمدی متولد 14 آذر 161 در شهر همدان در منطقه فقیر نشین حصار متولد شد. او در خانواده ای هنرمند به دنیا آمده است برادر بزرگ تر او سید اسماعیل سرمدی یکی از خوانندگان و آهنگسازان برجسته و بنام میهن عزیزمان است مرتضی از سن شش سالگی کار خوانندگی را آغاز نموده است. وی ازدواج کرده و متاهل میباشد. پسر ۹ ساله اش میکائیل سرمدی همین راه را در پیش گرفته او هم مثل پدر خود کارش را از شش سالگی آغاز نموده است او هم اکنون در شهر همدان زندگی میکند و مشغول به تدریس پیانو ،کیبورد، سولفژ و نت شناسی میباشد و کارهای آهنگسازی ،تنظیم ،ضبط انجام میدهد به گفته مرتضی سرمدی : غذای مورد علاقه اش قرمه سبزی و جوجه کباب است و فیلم اکشن آمریکایی را دوست دارد عاشق رنگ قهوه ای و فسفری میباشد کتاب زیاد میخواند کتاب مورد علاقه اش بوستان و گلستان سعدی است کتاب حافظ و شاملو و سهراب سپهری هم دوست دارد.

از بهترین آهنگهای مرتضی سرمدی زیر میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

1 – آهنگ بهش بگین از مرتضی سرمدی

3 – آهنگ قاصدک از مرتضی سرمدی

4 – آهنگ مقصر از مرتضی سرمدی

5 – آهنگ نشونه از مرتضی سرمدی

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.

ناشناس
یکشنبه , ۲۳ تیر ۱۳۹۸
پاسخ

و بازم ادامه……از قدیم گفتن خدا یه چیزو بده یه چیزو میگیره هیچوخت نشد ادم بگع اخ جون همه چی دارم دیگه عیچی نمیخام ..‌.خدا عشقمو بهم داد ولی…..
راه بدی رو طی کردم کم کم نسبت بهش بی علاقه شدم رفتم سراغ کسایی که بهم اهمیت میدادن …اندام قیافم خوب بود همه جذبم میشدن میگفتن خوش بحال شوهرت و…..بخاطر اندامم یوسف میگف چادر سر کن ولی ب حرفش گوش نکردم چولشم خوردم….رفتم با یکی دوس شدم دو‌هفته بعد ولش کردم رفتم سراغ یکی دسگه اونم شه هفته بعد ولش کردم دوبارع با یکی دیگه دوس شدم اینا برام شده بود سرگرمی تفریح…..ولی خدا شاهده فقط تلفنی میحرفیدم…..بعدش یوسف فهمید دوبارع سر این دعوا شد کارمون به طلاق کشید ولی خاطره هامون نزاشتن طلاق بگیریم یوسف هیلی ادم خوبیع من بهش خیلی بدی کردم اون منو بخشید دوبارع به زندگیمون برگشتیم دوباره عاشق هم شدیم دوباره دلم براش پر پر زد اون منو بخشید بخاطر من تو روی همع خونوادش وایساد گف هرچیم بشه تا اخرش فقط محیا…الان از همینجا میگن عشقم منو بهاطر همه کارایی ک کردم تو دم زدی ازارت دادم منو ببخش عشقم هرگز پسری به پاکی تو پیدا نمیشه عشقم تو در حق منه نامرد خیلی مرد بودی تو قلب بزرگی داری که منو با این همه اشتباه بازم بخشیدی عشقم حالا ازت یه نی نی کوچولو یه ماهه باردارم فک کنم قراره مردی مث خودت ب دنیا بیاد این خبرم اینجا بهت دادم که بخونی نمیدونم الان وختی اینو بخونی چه واکنشی نشون میدی …..عشقم منو نی نی کوچولومون خیلی دوست داریم….

محیا هستم ۱۸.....درد عشقی کشیدم که مپرس احوالم
یکشنبه , ۲۳ تیر ۱۳۹۸
پاسخ

با سلام محیا هستم ۱۸ساله تهران…قد ۱۶۵ وزن ۴۹
با اندامی کاملا خاص
میخام براتون از زندگی خصوصیم بگم که هم درد اوره هم تجربه بار…
من از بچگی خیلی شرو شیطون بودم بلبل زبون خیلیم شلوغ …منو اکیپمون که ۷نفره بودیم کل مدرسه رو میزاشتیم رو سرمون دیگه مدیر از دستمون کلافه شده بود هر روز دفتر بودیم ولی خیلیم باهوش و زرنگ مدیرمون میگف بخاطر نمره های خوبتون نمیتونم اخراجتون کنم..خلاصه ما همگی یبار بعد از مدرسه رفتیم بستنی هانیه و ایدا دوستامو میگم دوس پسر داشتن اوناهم اومده بودن با دوستاشون هر کدوم ما با یکی از اونا دوس شدیم…من برعکس خودم ک خیلی شرو شیطونم با یه پسر آروم خجالتی نماز خون که اسمش یوسف بود دوس شدم اوایل اصلا بهش علاقه نداشتم برا وخت گذرونی باهاش میحرفیدم پیاماشو نگه میداشتم با دوستام میخندیدیمو خوش بودیم ولی یه مدت که گذشت دیوانه وار عاشق هم شدیم با اینکه دنیای منو اون کاملا متفاوت بود با علایق خواسته و عقیده های پرت…من از دنیای دیگه بودمو اونم از دنیای دیگه..۶ ماه بود باهم دوس بودیم که من برا مسافرت ۳ماه رفتم تبریز ..یوسف هر روز هر دیقه اس میداد حرفای عاشقونه که دلش برام تنگ شده اونموقع منم گوشی ساده نوکیا داشتم ک عکس و اینا نمیشد بهم بفرستیم بعده کلی عاشقونه هایی ک داشتیم روزی که اومدم تهران یوسف محلع رو بخاطر من گلبارون کرده بود یه لباس سفیدم پوشیده بود ولی کسی نمیدونس که کی اینکارو کرده همه میپرسیدن کی کوچه رو چراغونی کرده و ….خلاصه اونقد بهم محبت کرد که اونقد عاشقش شدم که حتی یه ثانیه دوذیشو نمیتونستم تحمل کنم خیلی مغرور بودم بهش اس نمیدادم زنگ نمیزدم ولی دلم واسش پر پر میزد خدا خدا میکردم ک زنگ بزنه براش خیلی کادو میگرفتم اونم برا من….ییار سر یه موضوع الکی باهاش دعوا کردم گوشیمو خاموش کردمو …من تو حالت عادی اونقد مغرور بودم حالا وای ب حال روزی که قهر کنم دعوا کنم …دیگه یوسف اخلاق منو میدونس هی اس و زنگ‌میداد میدید گوشیم خاموشه نا گفته نماند ک مامان من یوسفو میشناخت ینی با همدبگه اشنا شده بودن یوسف ب مامانم گفته بود محیا رو خیلی میهام حاضرم هرماری بکنم واسش..و اینکه من فقط تلفنی با اون میخرفیدم اصلا یبار نشد که از نزدبک تنهایی همو ببینیم همش از دور منو میدید همیشه هم با مامان… و اینکه دید جوابشو نمیدم دیگه اون پسرخجالتی که اونقد تزسو و کم رو بود اومد در خونمون داد و هوار کرد به شیشه پنجرمون سنگ انداخت شکست جلو درمون خودشو میکشت میگف محیا همینجا خودمو میکشم یا جوابمو میدی یا دیگه هیچوخت منو نمیبینی برام فاتحه میخونی…میگف از هیچی نمیترسم این دنیا نشه اون دنیا ب دست میارمت گریه میکرد داد میزد همسایه ها دورش جمع شده بودن میگف ولم کنید مگه گناه کردم دوسش دارم بعد زنگ زدن بابام از سرکار اومد دید تو محلع اوووووه چخبره اومد یوسفو کتک زد اونم فقط میگف دوسش دارم هیلی بخدا بدون اون نمیتونم میگف الان دو روزه ازش خبری ندارم نمیدونم چی میخپره کجا ممیره به والله اینجارو رو سر همه خراب میکنم اینجا بپد که همه فهمیدن منو اون دوستیم بابام اومد خونه گوشیو گرفت منو کتک نزد ولی یه مشت رو دیوار زد ک ردش هنوز رو دیواره…با چکش گوشیو اونقد کوبید مث شیشه خورد شد بعدش ما یه هفته همو ندیدیم ..بابا برام سرویس گرف ک با سرویس برم بیام اونم هی میومد جلو مدرسه که منو ببینیه ولی نمیدید بعداز سه هفته بلاخره ونو دید ک سوار سرویس میشم فرداش اومد به اقای رانندمون اونقد اصرار کرد به پاش افتاد گف اقای صادفی توروخدا فقط یه کلمه بهش میگم به مولا علی به اون نمازی که میخونم دوسش دارم هیو نیت بدی ندارم با کلی اصرار جلو مدرسه اومد منو دید حرفای عاشقونه اشو گ